سلامت خانواده

از کنار تخت تا سیاست؛ روایت کمتر دیده شده از قدرت انجمن های علمی – خبرگزاری مهر ایران و جهان

سلامت جو، ابراهیم نوری قوشکی، متخصص طب خانواده و عضو دائم انجمن بین المللی پزشکان خانواده ونکا در یادداشتی نوشت: در ساختار نظام سلامت ایران کمتر نهادی توانسته است بار تولید دانش تخصصی و بین رشته ای را در سکوت به دوش بکشد، این انجمن ها برخلاف تصور رایج در حوزه پزشکی، تنها گروه هایی را که در حوزه پزشکی رایج است یا گروه های خاص در نظر گرفته اند. در عمل تبدیل به شبکه ای گسترده از تولید فکر در حوزه سلامت می شود، شبکه ای که از بالین بیمار تا سیاست گذاری کلان را پوشش می دهد.

انجمن های علمی امروزی دیگر محدود به پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی نیستند. دامنه فعالیت آنها به حوزه هایی مانند اقتصاد سلامت، حقوق سلامت، روانشناسی، مدیریت خدمات سلامت و حتی تحلیل های اجتماعی و رفتاری سلامت گسترش یافته است. این گسترش باعث شده این انجمن ها به نوعی نقطه اتصال رشته های مختلف تبدیل شوند. جایی که تجربه بالینی، داده های پژوهشی و تحلیل اجتماعی در یک نقطه به هم می رسند و در قالب دانش قابل استفاده برای سیاست گذار بازتولید می شوند.

اما اهمیت واقعی این انجمن ها زمانی آشکار می شود که نقش آنها در فرآیند تصمیم گیری دیده شود. بخش مهمی از دستورالعمل‌های بالینی، استانداردهای خدمات پزشکی، دستورالعمل‌های آموزشی و حتی چارچوب‌های سیاستی در حوزه سلامت با مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم این انجمن‌ها تدوین یا بازنگری می‌شوند. در واقع نه در لبه نظام سلامت، بلکه در نقطه تولید محتوا و معنا هستند. جایی که داده های خام به سیاست عملی تبدیل می شوند.

در این میان آنچه این شبکه گسترده را به ساختار رسمی حاکمیتی متصل می کند، دبیرخانه کمیسیون انجمن های علمی گروه پزشکی وزارت بهداشت است. نهادی که اگرچه به نظر می رسد یک دبیرخانه اداری است، اما در عمل نقش یک گره میانی بین جامعه علمی و سطح سیاست گذاری را ایفا می کند. این دبیرخانه زیر نظر وزارت بهداشت و درمان است. همان بخشی که مسئولیت سیاست گذاری در آموزش، تحقیق و توسعه منابع انسانی سلامت را بر عهده دارد.

وظیفه این دبیرخانه فقط دریافت و ارسال مکاتبات نیست. در واقع بخش مهمی از ماموریت آن تبدیل دیدگاه های پراکنده جوامع علمی به یک خروجی منسجم قابل تحلیل و ارائه به تصمیم گیرندگان کلان است. این فرآیند نوعی پالایش و ادغام دانش تلقی می شود. جایی که چندین صدای متخصص باید به یک روایت سیاست قابل اجرا تبدیل شود.

به همین دلیل می توان دبیرخانه را نه یک واحد اجرایی ساده، بلکه بخشی از زنجیره تصمیم گیری در نظام سلامت دانست. زنجیره ای که در یک سو انجمن های علمی و در سوی دیگر مدیران و سیاست گذاران کلان حوزه سلامت قرار دارند. این دبیرخانه در میانه این مسیر ایستاده و تلاش می کند بین «دانش تولید شده» و «تصمیم گرفته شده» پل بزند.

در عمل زمانی این نقش معنا پیدا می کند که نیروهای انسانی این سازه مورد توجه قرار گیرند. دبیرخانه ای با چنین مأموریتی نیازی به نیروهای صرفا اداری ندارد. آنچه در اینجا مهم است ترکیبی از تجربه میدانی و درک سیاست است. افرادی که از نزدیک سیستم ارائه خدمات سلامت را لمس کرده اند و با منطق تصمیم گیری در سطح کلان آشنا هستند.

این مسیری است که در ادبیات مدیریت از آن به عنوان حرکت «از خط به ستاد» یاد می شود. مسیری که در آن فرد از سطح ارائه خدمات در خط مقدم نظام سلامت به سطح تحلیل و سیاست گذاری در مرکز تصمیم گیری می رسد. بدون چنین تجربه ای، درک واقعی مسائل پیچیده و چند لایه نظام سلامت دشوار خواهد بود.

علاوه بر این، چابکی ساختاری دبیرخانه نیز از اهمیت اساسی برخوردار است. ماهیت کار این گروه ایجاب می کند که از بوروکراسی سنگین فاصله گرفته و بیشتر بر تجزیه و تحلیل، خلاصه سازی و تبدیل داده ها به سیاست متمرکز شود. در غیر این صورت فاصله بین تولید دانش و استفاده از آن در تصمیم گیری بیشتر خواهد شد. شکافی که می تواند اثربخشی کل سیستم سیاست گذاری سلامت را کاهش دهد.

در نهایت آنچه مهم است میزان هم افزایی بین سه سطح است: انجمن های علمی به عنوان تولیدکنندگان دانش، دبیرخانه کمیسیون به عنوان حلقه میانی و سیستم مدیریتی وزارت بهداشت به عنوان تصمیم گیرنده نهایی. هرچه این ارتباط منسجم تر، تخصصی تر و کمتر رسانه ای باشد، به همان نسبت کیفیت سیاست گذاری در حوزه سلامت ارتقا می یابد.

در چنین چارچوبی، انجمن های علمی صرفاً نهادهای علمی باقی نمی مانند و دبیرخانه نیز صرفاً یک واحد اداری نیست. بلکه هر دو به اجزای سازوکاری بزرگتر تبدیل می شوند که هدف آن چیزی جز نزدیک کردن تصمیمات ملی به واقعیت های علمی و میدانی نظام سلامت نیست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا